دوشنبه 26 آذر 1397
دکتر باقر شهنی زاده

دکتر باقر شهنی زاده

 

 سخنـرانی دکتـر باقر شهـنی زاده

رییـس هیـأت مـدیـره انجمـن دندانپـزشـکان عمـومی ایـران

 

دکتر باقر شهنی زاده: خدمت همه عزیزان، بزرگواران سلام عرض میکنم. خیلی خوش آمدید. اصولاً حرکت های اجتماعی چه حرکت هایی باشد که شما گروهی از جامعه باشد که بخواهید وارد شوید و چه با بخش دولتی بخواهید وارد گفتگو شوید، ما تا حالا گفتگویی با بخش دولتی نداشته ایم، چون بخش دولتی همیشه کارهایش را خودش انجام می دهد و آن مدنیتی که در نتیجه ساختار تجمع داوطلبانه در مردم وجود دارد نتوانسته است ارتباطی به وجود آورد که به عنوان یکی از ارکان در نظر گرفته می شود. در حالی که قوانین و مقررات از سال ها قبل برای برون رفت از مشکلاتی که می توانست به وجود بیاید تصویب شد، مانند اصل 44 بخش خصوصی سازی که شما از مذاکرات مجلس می دانید که چقدر مشکل در این قضیه وجود دارد و متأسفانه هم نتوانسته است به عنوان یک بخشی که در اختیار مردم قرار بگیرد وارد عرصه شود. گفته اند که نگوییم رانت نهادینه شده است. من فکر می کنم نگوییم فساد نهادینه شده است. این چیزی نیست که بشود کتمان کرد.

ما چهل سال از دوران حکومت جمهوری اسلامی ایران را می گذرانیم و در تمام طول این سال ها کوشش کردیم به راه های گوناگون ارتباط بگیریم و دانسته های خودمان را بصورت داوطلبانه در اختیار سیستم قرار دهیم. در اقتصاد تعریف مشخص است، بخش دولتی، بخش خصوصی و تعاونی ها ولی در بخش سیاسی جایگاه مدنی نهادهای مدنی مشخص نیست. برای من دندانپزشک، وکیل، معلم، کارگر مشخص نیست به چه طریق باید با دولت ارتباط بگیرم و دیدگاه هایم را مطرح کنم. فقط این مطرح است که من خواسته های خودم را به صورت صنفی بگویم و اگر قدرت داشته باشم اعتراض کنم. در چنین شرایطی ما فقط در حالت تعارض هستیم. به قول یک همکاری که در اتاق اصناف است و می گفت یک نسیمی آمد! یک فشاری از سازمان های بین المللی بوجود آمد که قطعاً این می توانست پیشگیری شود ضمن آن که قبلاً هم اتفاق در سیستم ما افتاده است که تحریم بوجود آید. طبیعی بود تحریم این نیست که می‌گوید من از برجام خارج شوم. تحریم این است که تمام قدرت اقتصادی شان را به کار می گیرند که شما را فلج کنند. این تحریم را برای این نکرده اند که شما با اتومبیل خودت نتوانی سرکار بروی؛ برای آن است که در مغازه ات نتوانی ارزاق عمومی را بیاوری. برای آن است که در بیمارستان ات نتوانی درمان کنی. برای آنکه در زمینت نتوانی کشاورزی کنی. شما باید از قبل برنامه ریزی می کردید، در نتیجه یک ضربه ای که به این تیم وارد شد که (معمولاً در تیم های ورزشی بخصوص در فوتبال می گویند تیم از نظر روحی از هم پاشید) فشار برجام سیستم را کلاً دچار مشکلات کرد و تعدد تصمیم گیری هایی که الآن وجود دارد و هرکدام الآن عمرشان به دو سه روز رسیده است. یکی از دلایل این مشکل است.
 ما بزرگترین سرمایه ای که می توانیم در مقابل تحریم ها داشته باشیم، یکی مردمی است که بارها و بارها ثابت کرده اند که سختی ها را تحمل می کنند و دیگری همان قدرت اقتصادی بخش مردمی است که می تواند به کمک دولت بیایید و امروز اسمش نقدینگی است. ما اگر این رویکرد را می داشتیم که نقدینگی را هدایت می کردیم و به سمت پروژه های ملی مردمی برویم نه این که بیایم یک نیروگاه برق یا سد بسیازیم و آنجا فقط به فکر این که در بازار بورس عرضه کنیم، اگر در آن قسمتی که مردم نقدینگی بسیار وحشتناکی دست شان است، به وسیله جلب اعتمادشان آن را هدایت می کردیم، ما می توانستیم امروز تولید داشته باشیم. اگر شما در این مملکت تولید داشته باشید نمی توانند تحریم تان کنند. کسی نمی تواند آلمان را تحریم کند. انگلیس یا ژاپن را تحریم کند ولی می توانند در ارتباط و معاملات جهانی بخواهید کشوری با آنها همراه باشد. اینجا نقش سازمان های واسطه ای است. سازمان هایی که می توانند کمک کنند؛ یکی بخش تخصصی و دیگری بخش اقتصادی است. مثلاً در دندانپزشکی هیچوقت نیامدند بگویند آقای دندانپزشک در این مملکت شما به همراه تولیدکنندگان این مملکت کارخانه ای تولید کنید که آلژیناد، آمالگام و یا ... تولید کنید. مواد قالب گیری تولید کنید. این اتفاق ها نمی افتد و گرنه آنوقت ما صاحب آن بودیم.
کشورهای بسیاری امروز هستند که از نظر اقتصادی جزء عقب مانده ها بودند و لی امروز می تواند بازار ما را مختل کنند. آن کشوری که دستکش معاینه ما را می دهد. آیا ما واقعاً باید به سنگاپور برای دستکش معاینه متصل باشیم؟! به مالزی، تایلند به کره؟ یعنی بعد از این همه سال برای استقلال اقتصادی در آن توانایی که جهان تجارت جهانی می تواند کمک کند. ما باید می رفتیم از این صحنه وارد صحنه دیگری می شدیم ما سهم مان را از اقتصاد جهانی در نتیجه قدرت ملی می توانستیم بگیریم. وقتی که شما این همه اتومبیل در خیابان می بینید که آخرین تولیدات است اما حالا حتماً باید 2018 باشد تا آن را بخرند. شما بخش اعظم سرمایه ات را خارج می کنی و محصولی را می خری که نیازی به آن نداری و نمی شد بخش اعظمی از این اتوموبیل هایی که وارد می شد و به سمت تولید می رفتند. آنهایی که در دنیا این قدرت اقتصادی را دارند و امروز با تحریم ما وارد این شرایط قرار دادند از کجا صاحب این قدرت شدند؟ اولین رویکرد یک رویکرد ملی است که به مردم توجه کنید و بهترین شرایط این است که شما به سرعت مردم را سازمان دهی کنید اما در کجا؟ در نهادهای مدنی، در خیریه ها، اتحادیه ها، سندیکاها و فدراسیون هایی که می توانند تشکیل دهند؛ آنوقت می توانید با آنها وارد ارتباط شوید. امروز ما در این قسمت باز برمی خوریم به بخشی از سیستم دولتی که نمی تواند با اینها تعامل کند، یعنی اینکه این نهادهای مدنی را هم می خواهد به ابزاری جز حکومت تبدیل کند. این ناتوان خواهد شد. اگر قرار است یک رئیس دانشکده رئیس انجمن شود،یک آدم سیاسی رئیس انجمن باشد انجمن در اختیار پروژه های ملی نخواهد بود. در اختیار سیاست خواهد بود و حرف او را گوش می کنند. در نتیجه در یک همچین روزی او هم خودش یکی از عوامل بحران می شود و تبدیل به یک سازمان بازدارنده می شود.
در مملکت ما وقتی که بحث نهادهای مدنی به خصوص شورای شهر به وجود آمد از سال 1376 تا تقریبا 1384، طلایه های یک شرایط روشن بوجود آمد ولی در نتیجه این که این قوانین نتوانست اختیارات را تفویض کند؛ یواش یواش آن هم به یک ساختار بوروکراتیک تبدیل شد و مرتب درگیر شد. شما نگاه کنید امروز برای حرفه خود ما هرروزی یک بحث بوجود می آید چرا باید در مملکت ما مالیات درست تعریف نشود؟ برای آنکه بتواند با مالیات دستکاری شده کار کند وگرنه مالیات مثل همه جاری دنیا مشخص است. وقتی یک نفر فوتبالیست یک رئیس جمهور یا یک وزیر در یک جای دنیا مالیات اش مشکل پیدا می کند، بلافاصله کشف اش می کنند ولی در سیستم ما می بینید یک مرتبه مشکلاتی به وجود می آید که ما همه در مقابل یک اداره قرار می گیریم که اولین چیزی که می خواهیم این است که به سرعت از آنجا خودمان را خلاص کنیم در حالی که ما باید مالیات مان را داوطلبانه بدهیم و آنها هم با اصول خودشان آن را بگیرند. در مسئولیت های علمی دانشگاه ها همیشه ما مشکل داریم. چرا باید در دانشگاه های ما افرادی که بر سرکار می آیند بجای آن که ملاک اصلی علم و دانش و توانایی باشد ملاک اصلی جناح ها باشند؟ در کجای دنیا شما دیدید مثلا در امریکا جمهوری خواه می آید همه ررسای دانشگاه ها و دانشکده ها می شوند جمهوری خواه! این طور نیست. آن مدنیتی که حکم می کند بپذیرید در آنجا کسی را بیاورید که او علم شما را رشد دهد، آنجا هست که شما می توانید دانشکده ای داشته باشید که مرکز تحقیقات و پژوهش در تولید مواد محصولات و تجهیزات به تمام کمپانی های کشور کمک کند. بعد براحتی بخش های مختلف نادیده گرفته می شوند از سیستم حذف می شوند. ما الآن در سیستم مان انجمن هایی داریم تحت عنوان انجمن های علمی و انجمن های صنفی. اینها به شدنت می توانند در ایجاد آرامش به سیستم کمک کنند. انجمن ها در ایجاد آرامش در جامعه کمک می کند تا بتوانیم از این گردنه عبور کنیم. وقتی که ما یک همایش صنفی می گذاریم که در زمینه مشکلات مواد و تجهیزات صحبت کنیم، اولین نفری که اینجا می نشیند آن کسی است که مسئول این کار است. وظیفه اش است که به این کار رسیدگی کند وقتی که او وارد این عرصه نمی شود نگاهش سیاسی است. این نمی تواند باعث موفقیت شود. بعد جمعیت را کاری می کند که در این عرصه وارد نمی شود. چرا؟ چون احتمالا هزینه دادن دارد.چرا ما باید در اظهارنظر در حضور در صحنه هزینه بدهیم؟ مگر قرار نیست من به اداره تجهیزات دندانپزشکی لیست واردات کالا بدهم. از ما خواسته شده که لیست کالایی که داده از 2300 قلم کالا 50 قلم به خودش اعلام کردیم که نمی داند از کجاست بقیه را شما بدهید.
من به عنوان مسئول یک نهاد مدنی اولین چیزی که فکر می کنم این کار غلطی است. من وظیفه ام دادن لیست واردات نیست. در این مملکت سال ها شرکت های تجاری کار کردند. اینها در سعی و خطا آنقدر جنس آوردند و فروخته نشده است، چه از نظر کیفی و چه از نظر اقبال بازار و بعد کم کم به این نتیجه رسیدند از کدام کمپانی بیارورند. آنجا هم یک سیستمی هست که تشخیص بدهد کدام کالا با کدام قیمت از کدام کشور وارد شود و اجازه واردات می دهد و بعد اداره تعزیرات نظارت می کند. کمیته حمایت از مصرف کننده حمایت می کند. خود اداره تجهیزات پزشکی و دندانپزشکی حمایت می کند. نحوه توزیع را نظارت می کند. این جنس وارد می شود. چطور شد یک مرتبه همه این را ما فراموش کردیم؟ مگر در تمام این سال ها این را نداشتیم؟ من به صراحت می گویم ما را سرکار گذاشتند. من لیست 2300 کالا را می توانم بدهم و بعد بگویند الان مثلاً CBCT، MRI ضروری نیست چون ارزبری اش بالاست. خب خدماتش را فراهم کنند و مسائلی از این قبیل. این یک کار کارشناسی کاملاً دقیق است. یک شرکتی که 20 سال یک وارداتی را انجام می دهد وشما هزار بار نظارت می کنید یک مرتبه به یک نفر می گوید شما می توانید بروید همین جنس را بیاورید. این یعنی چی؟ این یک حرکت پوپولیستی است.
من دندانپزشک بروم چی را از کجا بیاورم؟ اینها نشان می دهد این سیاست گذاری ها اشکال دارد و به نظر ما اینکه الآن هم اینجا نیستند دنباله همان سیاست اشتباه است. من هیچ دندان پزشکی را توصیه نمی کنم کیف چمدانش را بردارد و از خارج کشور جنس بیاورد. هیچ سیستمی را توصیه نمی کنم. شما آزاد در واردات کالا هستید اصلاً همچین چیزی نیست. سازمان ها مسئول هستند که اگر کسی گران فروشی کند تعزیرات باید آنقدر قدرت داشته باشد که یقه او را بچسبد. قیمت گذاری مشخص است. کیفیت کالا مشخص است. نحوه تشخیص این که چه کالایی بیاید مشخص است. ما چرا یک مرتبه سیستم را به این شکل برش دهیم؟ به نظر من آن سیستمی که الآن اینجا تصمیم گیری می کند آن است که الآن بخشی از آن بحرانی را که با برجام بیرون رفتن اینجا آن بحران را تقویت می کند.50 میلیون یورو داری اعلام کن من 50 یورو پول دارم و می توانم این را وارد کنم و می توانید این جنس ها را وارد کنید تمام می شود. این که بنشینی کمپینی تشکیل دهی و اعتراضاتی شود. ما سعی کردیم این اعتراضات را در فضای حقیقی بیاوریم و مدنی اش کنیم. با دولت وارد گفت و گو شویم افراد ذینفع را جمع کنیم و نظرات آنها را جمع کنیم به سیستم بدهیم. بالاخره به آنجایی برسیم که اگر قرار است کسی آنجا باشد و حرف ما را گوش کند، اول باید آن فرد این حق را داشته باشد. از هر مدیرتی باید این حق را داشته باشد و آنجا بنشیند که من با او حرف داشته باشم و حتماً با رأی مردم ولی او براساس سیاست تعیین می شود. باید این شرایط و شایستگی را داشته باشد. آن سازمان هایی هم که مثل تعزیرات یا حمایت از مصرف کننده، ناظرین هستند همه باید درست عمل کنند.آن گمرگی باید درست عمل کند. بانک مرکزی باید درست عمل کند . اگر همه اینها درست عمل کند من به جرأت می گویم 80 درصد مساله حل است. چرا باید در یک وارداتی یک معبر باشد بشود 1-2-3-4-5 چه اتفاقی می افتد؟ این بخش اول صحبت من هست. برای آنکه جان کلام را بدمیم برای آنک ه چکار می خواهیم کنیم بحث را راه انداختم.
در سال 1396 این طور که می گویند حدود60-350 میلیون یورو جنس وارد شده است و امسال گفتند تخصیص ارز 50 میلیون است. ظاهرا یک میلیارد و چهارصد میلیون هم کل واردات گروه پزشکی است که 4 درصدش برای دندان پزشک می شود. دندانپزشکی تنها رشته ای است که برای همه مردم است. چد نفر به ارتوپدی نیاز پیدا می کنند؟ چند نفر چشم شان را در عمرشان جراحی می کنند؟ چند نفر قلب شان را در عمرشان جراحی می کنند؟ ولی چند نفر در عمرشان به دندان پزشکی نیاز دارند؟ هشتاد میلیون. در نتجه دولت باید در این زمینه ارز دندانپزشکی به اندازه کافی تحویل دهد. این که این ارز الآن آمده و شرکت ها جنس وارد کردند و می گویند 4200 مابه التفاوت است شما معامله کردید به یک شرکتی گفتید این جنس 4میلیون تومان بیاور و نمی توانی بروی در گمرک بگویی حالا 9 میلیون بیاور و این ارز آزاد می شود. از اول ارز آزاد بود. اگر از اول ارز آزاد می شد، حالا به قولی سیاسی یا به قولی این حباب بالا نمی رفت. در این بحث دوستانی که تخصص دارند می آیند صحبت می کنند، این یک بخش است و یک بخش دیگر بهداشت کاران دهان دندان هستند.
من این که این درست یا غلط است، مرکز تحقیقاتی در مجلس تصمیم گرفتند و به این نتیجه رسیدند که راهکار درستی نیست ولی این که یک فردی می آید در مقام وزارت ایشان گروه های مختلفی تشکیل می دهد و پروژه فلورایدتراپی را در مدارس مطرح می کنند و بودجه عظیمی به آن سمت می رود و از آن طرف یک گروه هایی را به اسم شورای سلامت تشکیل می دهند و کنار این ها یک سال و خورده ای، دوسال می نشینند صحبت می کنند و بعد اداره ای دارد که روی این قضیه کار می کند. جمعیت کثیر دندانپزشک داریم که در شبکه بهداشت کار می کنند، یک مرتبه اعلام می کنند طرح بهداشت کار دهان و دندان سال شصت! خب تمام این آدم هایی که این مدت بودند دو بخش دارد، یا این آدم ها اشتباه انتخاب شدند و نباید انتخاب می شدند و وظیفه شان این نبوده یا این که کلاً این کار غلط است. چطور وقتی شما می خواهید دندان تان را روت کانال کنید می گویید بروید پیش کسی که می تواند، حالا در جامعه می گویند بروید پیش متخصص روت کانال، خب می خواهد سلامت کار کنید پیش متخصص سلامت بروید. کسی که درسش را خوانده است. وقتی شما در یک شورایی متخصص اندو، متخص پریو، جراح، ارتودنتیست می آورید، خب معلوم است خروجی این پروژه سلامت نیست. برعکس باید کار کنید. باید بروید به آن نهاد مدنی که انجمن سلامت دهان شده است مراجعه کنید و بگویید شما که رفتی درس خواندید دنیا را خواندید چکار کنم؟ پروژه را به من بدهید. حالا نیروهای دیگری لازم است کنارت باشند از آنها دعوت کنید. این همان چیزی است که می گویم وقتی نهادهای مدنی را با نگاه سیاسی نگاه می کنید، در کار نمی آوریدش و بعد هزینه می دهید 6-7 سال کار می کنید بعد به پروژ هایش برمی گردید که یکبار درس خودش را پس داده است. ما الان اعلام کنیم می گویند چه اشکالی دارد در روستای بهداشت کار برود. ما اشکالی نمی بینیم! شما 60 دانشکده درست کردید، سی هزار دندانپزشک در این کشور دارید چرا نمی توانید برای بهداشت و سلامت نیرو جذب کنید؟! چرا وقتی من می خواهم همایش سلامت برگزار کنم و بخش عظیمی از نیروهای خودتان را وسط می آورید صحبت کنند و حرف های عالی می زنند با آنها مخالفت می کنید و به عرصه نمی آیید؟ به همین دلیلی که امروز نیستند. ما باید فاصله بین دولت و مردم را از طریق نهادهای مختلفی که وجود دارد پر کنیم و این بحث مربوط به تصمیم گیری ها را بالاخره حل کنیم. الان شورای گسترش من نمی دانم چه نتیجه ای خواهد گرفت ولی سؤال ساده ای که به ذهن من می آید این است که حداقل هر دو سه سال یکبار این طرح بهداشت کار هان و دندان یک لرزه ای به جان ما می اندازد و یک بحثی راه می اندازد. همکاران ما که دندانپزشک بهداشتکار بودند و دندانپزشک بودند و بهداشتکار شدند همه اش فکر می کنند ما با آنها مخالف هستیم در صورتی که اصلاً این طور نیست و آنها سربازان پیشگام سلامت هستند. مردم فکر می کنند که چه اتفاقی افتاده است؟ اینها بین خودشان دعوا راه انداختند! یک عده می گویند این دندان پزشکان می ترسند مریض شان کم نشود و یک عده ای می گویند کجای دنیا در روستا دندانپزشک می فرستند یا بهداشت کار؟ شما قدرت مالی مردم را بالا ببرید، شبکه های بهداشتی را تقویت کنید و بخش خصوصی را به شرکت در سلامت دعوت کنید. بعد افرادی را قرار دهید که این پروتکل و برنامه را بنویسند که کارشان این است. ببینید چه اتفاقی می افتد. یعنی می رویم دنبال نخود سیاه بعد از چندوقت چند نماینده مجلس بحثی می شود که آقا طرح فعلا فراموش شده است و هورایی هم برای خودمان می کشیم.
پیشنهاد من به خودم این است که به عنوان یک ایرانی تمام تلاشم را کنم دور هم جمع شویم شرایطی فراهم کنیم که بحران ها نتوانند ما را بحران زده کنند. بحران همیشه خواهد بود. اقتصاد جهانی بحران داشت. سه سال پیش دنیای سرمایه داری جهان دچار بحران شد و از آن بیرون آمد. دوباره دچار رونق شد. از آن طرف هم تا آنجایی که می توانیم به نهادهای مدنی اهمیت بدهیم.یک طرف وزارت کشور انجمنی را درست می کند و میرود تصمیمی می گیردکه چون یک عده ای می توانند این انجمن ها را منحل کنند. می رود و قانونیش می کند که دیگر وزارت کشور حق ندارد هیچ انجمنی را منحل کند. وزارت کشور باید برود دادگاه شکایت انجمن کند. آن دادگاه رسیدگی کند که آن انجمن برود. یک جای دیگر می شود که وزارت بهداشت 5-4 نفر دور هم در یک اتاق در بسته ای و یک انجمنی را منحل می کنند. یکی توسعه مدنی را ترویج می کند و یکی نهادهای مدنی را سرکوب می کند. یکی براساس قانون مجلس است و یکی برای این است که خودش برای خودش یک آئین نامه انتخابات نوشته است که حالا معلوم شده است این آئین نامه طبق قانون نیست. چرا این اتفاق می افتد؟ همین لرزش هایی که وجود دارد. ما به عنوان انجمن دندانپزشکان عمومی ایران تمام تلاش مان را می کنیم که جامعه ما برای تأمین سلامت اش از راهی که می شود کمک کند. ده بار از این دستگاه های دولتی به ما بگویند نیایید ما مراجعه می کنیم باز ما مراجعه می کنیم و به انجمن هیا دیگر مراجعه می کنیم. از همه تقاضا می کنیم که در این قسمت با هم مشارکت داشته باشند. کار دشواری است. این همایش ما همایش مشارکت است. هرکسی حرفش را بزند. ممکن است ما به یک پروتکل یا قطعنامه نرسیم ولی قطعاً ما یک ماه دیگر خواهیم نشست و در زمینه این همایش جلساتی تشکیل خواهیم  داد که آنجا بتوانیم با دیدگاه های خیلی تخصصی تر صحبت کنیم. من از آقای کلانتری، آقای حسینی، آقای طرخورانی که از طرف اتحادیه تشریف آورده اند خیلی تشکر می کنم .این افراد در فشار سنگینی هستند. آقای رشوند رئیس جامعه دندانسازان خیلی تشکر می کنم که آمدند، از آقای دکتر خوشنویسان که ایشان کوله باری از تجربه و کار در زمینه هیأت مدیره دارند. خیلی از سخنرانی ایشان متکی بر اسناد است. از آقای دکتر ظفرمند سرباز سلامت تشکر می کنم که واقعاً با قدرت ایستاده است علی رغم تمام ناملایماتی که به انجمن ما داشته اند ایشان ایستاد و تحمل کردند. بزودی کتاب سلامت منتشر خواهد شد و ما دستاوردمان را خواهیم داد. از تمام دوستانی که تشریف آوردند تشکر می کنم. ما امروز قصدمان این است باهم صحبت کنیم. یادمان باشد ما اگر ایرانی هستیم ایران را داریم. اگر قرار باشد من بروم کشور دیگری که تمدنش را ساخته استفاده کنم بچه های آنهایی که نمی توانند بروند چکار کنند؟
من اعتقادم این است باید ایستاد و این ایران را تبدیل به کشوری کنیم که در دنیا جزو کشورهای برجسته و پیشرفته باشد، آزادی در آن نهادینه شده باشد و همه در سرنوشت مملکت شان مشارکت داشته باشند و حق مشارکت داشته باشند و برای سربلندی این مملکت احتیاج به این است که ما کنار هم باشیم.
جناب آقای دکتر ظفرمند تشریف بیاورند. دبیر سلامت انجمن دندانپزشکان عمومی ایران هستند. متخصص دندانپزشکی کودکان. متخصص ارتودنسی و PHD سلامت دارند.
 
 
   1397/7/8 09:40


نام و نام خانوادگی :
ایمیل :
* مطلب پیشنهادی :
 

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )
اطلاع رسانی دندانپزشکی


خبرنامه الکترونیک
درج لینک ما